السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

ترجمهء مؤلف 7

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

گشايشى در كار خود نخواهد ديد تا آنگاه كه حكومت آنان منقرض گردد و چون منقرض گشت خداوند مردى را از ما خاندان براى اين امت آماده خواهد فرمود كه راه تقوى و پرهيزكارى بمردم نشان داده و خود نيز همان راه پيمايد و در قضاوتى كه مىكند رشوه نميگيرد به خدا قسم كه من او را بنام و نام پدر ميشناسم . . . . و بس از نقل بقيّهء روايت فرمايد از وقتى كه حكومت بنى عبّاس منقرض شده است من مردى را از خاندان پيغمبر نديده و نشنيده‌ام كه راه تقوى ارائه كند و خود نيز عامل به آن باشد و رشوه نگيرد از آنجائى كه فضل خداى المؤمنين ظاهرا و باطنا شامل حال ما شده است مرا گمان بيشتر و بلكه يقين بر اين شد كه اين روايت اشاره بما است و انعامى بر ما لذا دعائى به اين معنى عرضه داشتم كه بار الها اگر اين مردى كه روايت اشارة مىكند منم طبق عادت و رحمتى كه نسبت به من دارى و هر كارى را كه نخواهى انجامش دهم منعم فرمائى و هر كارى را كه بخواهى انجام دهم آزادم ميگذارى مرا از روزهء اين روز كه 13 ماه ربيع الاوّل است بازمدار ، آفتاب آن روز نزديك به ظهر بود كه من اجازه و دستور روزه را دريافت نمودم و آن روز را روزه داشتم و باز عرضكردم بار الها اگر در روايت اشارة به من شده مرا از اداى نماز شكر و دعاهايش باز مدار پس به پا خواستم و نه تنها از نماز منع نشدم بلكه دستورى نيز به من رسيد و لذا نماز شكر و دعاهايش را خواندم تا آخر آنچه بيان فرموده است : 2 - محدّث نورى ره در خاتمهء مستدرك از رسالهء مواسعه و مضايقهء سيّد نقل مىكند كه سيّد ضمن نقل داستان مفصّلى ميفرمايد : از آنجا براى درك زيارت اوّل رجب رو بحلّة آمديم و شب جمعه 27 جمادى الثانية